قشقایی ایران

قشقایی ایران

معرفی قوم تاریخی ایران - قشقایی که بیش از چهار هزار سال قدمت تاریخی دارد. نوروز دّرداری (فولادی)
قشقایی ایران

قشقایی ایران

معرفی قوم تاریخی ایران - قشقایی که بیش از چهار هزار سال قدمت تاریخی دارد. نوروز دّرداری (فولادی)

اسناد مربوط به طرح آماده سازی جنگهای چریکی توسط ایل قشقایی در صورت تسلط توده ای ها بر کشور

سند شماره ۴۰ . تهیه طرح کلی جنگهای چریکی توسط عشایر قشقایی در صورت حکومت توده ای ها به کمک شوروی

-         40. طرح کلی پروژه تهیه شده در سازمان اطلاعات مرکزی

واشنگتن، 26 ژوئیه 1951.(۳ مرداد ۱۳۳۰)

پروژه [کمتر از 1 خط  ازطبقه بندی خارج نشده است]

ا. مراجع:

 الف NSC 10/2.2

ب گزارش سیا شماره CSO–B–19395، مورخ 10 اوت 1950 پیوست.

ج یادداشت از رئیس، بخش قرارداد، 0/0 برای AD/OPC[1] پیوست، مورخ 20 مارس 1951.

د یادداشت از رئیس، بخش قرارداد، 0/0 برای AD/OPC، پیوست، به تاریخ 11 مه 1951.3

2. مسئله و هدف : نفوذ مناطق عشایری به طور عام و جنوب غرب ایران به طور خاص از دیرباز برای OPC مشکل ساز بوده است. ایل قشقایی که به قوی ترین طایفه ایران شهرت دارد، منطقه وسیعی را در جنوب غربی ایران مهار می کند که در توسعه شبکه فرار و گریز و به عنوان پایگاهی برای فعالیت های جنگ چریکی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به دلیل حساسیت فوق العاده این منطقه، سفر پرسنل خارجی توسط دولت ایران ممنوع شده است. محدودیت های اعمال شده عملاً منطقه را برای پرسنل (امنیتی و جاسوسی آمریکا)  OPC OPC, Office of Policy Coordination, Directorate of Plans, Central Intelligence Agency غیر قابل دسترس کرده است و تاکنون نتوانسته ایم پوشش رضایت بخشی برای نفوذ به منطقه ارائه دهیم.

الف هدف

هدف این پروژه، نفوذ به جنوب غرب ایران به منظور آغاز برنامه فرار و گریز ) فعالیت های چریکی)  و ایجاد مناطق فرود نیرو، باند فرود، اهداف خرابکارانه، خانه های امن و مسیرهای تدارکاتی به خلیج فارس و خروج از آن است. پتانسیل های جنگ چریکی و امکانات عضوگیری ساکنان منطقه مورد تجزیه و تحلیل و بهره برداری قرار خواهد گرفت.

3. پیشنهاد

اکنون چندین عامل ترکیب شده اند که به OPC فرصتی برای نفوذ به منطقه مورد بحث می دهد. آنها عبارتند از: [۷ و نیم خط از طبقه بندی خارج نشده است].

(2  پاراگراف (22 سطر) از طبقه بندی خارج نشده است)

مزایایی که از اجرای این پروژه به OPC[2] تعلق می گیرد عبارتند از: استقرار عوامل OPC در منطقه ای که تاکنون غیرقابل دسترس بوده است. فرصتی برای مشاهده و ارزیابی ارزش بالقوه افراد قبیله برای OPC در فعالیت های مقاومت و جنگ چریکی. فرصت‌هایی برای ایجاد شبکه‌های فرار و مخفی ، خانه‌های امن و مناطق سقوط؛ و تقویت روابط حسنه بین قشقایی‌ها و عشایر و ایالات متحده آمریکا به‌عنوان وسیله‌ای برای اطمینان از همکاری قشقایی در صورت حمله شوروی یا استقرار حکومت مورد حمایتش در تهران.

4. خطرات

[1و نیم خط از طبقه بندی خارج نشده است] تصور نمی شود که ریسک زیادی در این پروژه وجود داشته باشد. به نظر می رسد مزایای ذکر شده در بالا بر خطرات آن برای  OPC بیشتر است و ترتیبات مالی امن به نظر می رسد. از آنجایی که قشقایی ها از مستفیضان مستقیم این پروژه هستند، امکان فاش شدن منبع سرمایه توسط آنها بسیار بعید است.

5. وضعیت فعلی

بند ۱ .(7 سطر)  از طبقه بندی خارج نشده است)

6. داده های بودجه

۲ پاراگراف (25 سطر)  از طبقه بندی خارج نشده است)

(در اینجا جزئیات بیشتر بودجه مربوط به پروژه حذف شده است.)

*************

-منبع: آژانس اطلاعات مرکزی، فایل‌های DDO، شغل 58–00070R، جعبه 12، پوشه 496، طرح کلی پروژه عملیاتی OPC، حلقه 96. فوق سری. طبق یک برگه ترخیص ضمیمه شده، این طرح توسط [نام از طبقه بندی خارج نشده] تهیه شده و توسط ADPC [نام از طبقه بندی خارج نشده]، در 2 اوت تایید شده است. ویسنر تایید خود را در 6 اوت با این شرط اضافه کرد: "تأیید شد - مشروط به درک واضح که اکنون این شامل تعهد مبلغی بیش از [مبلغ دلاری که از طبقه بندی خارج نشده است] نیست - و ممکن است این کار را انجام ندهد تا زمانی که نظرسنجی انجام شده توسط جمهوری خلق چین تایید شود

دستورالعمل 10/2 شورای امنیت ملی، مورخ 18 ژوئن 1948، سیا را به توسعه قابلیت اقدام مخفی متهم کرد. NSC 10/2 در Foreign Relations, 1945-1950, Emergence of the Intelligence Establishment, pp. 713-715 (سند 293) چاپ شده است.

هیچ یک از اسناد ذکر شده به عنوان پیوست یافت نشد.

1. طرح کلی پروژه تهیه شده در سازمان اطلاعات مرکزی 1

واشنگتن، بدون تاریخ

1. مراجع

الف NSC 10/22

ب NSC 1073

ج بحران در ایران مورخ 13 مارس 1951، TS Control4

د ضمیمه با عنوان اعلامیه ملی گرایان ایرانی

2. مشکل : ایران که از درون ناراضی است، با یک بحران شدید اقتصادی مواجه است، تحت فشار کشورهای خارجی قرار گرفته و بدون ابزار کافی برای تبدیل شدن به یک کشور دموکراتیک به معنای غربی باقی مانده است، امکان کمی برای تبدیل شدن به صاحب سرنوشت و معمار آینده خود را نشان می دهد. وخامت مداوم وضعیت نفت ایران برای اتحاد جماهیر شوروی ارزش زیادی داشته است و اتحاد جماهیر شوروی به واسطه حزب توده ایران آماده است تا از وضعیت آشفته ای که اکنون ایران به سوی آن می رود، سرمایه گذاری کند. از سوی دیگر، ایالات متحده هیچ حزب یا گروه ایرانی ندارد که با آن با تهدیدات حزب توده مبارزه کند. و قابل انعطاف با توجه به اهمیتی که ایران موظف است در تصویر بین المللی حفظ کند، هم به دلیل اهمیت استراتژیک و هم از لحاظ اقتصادی، ضروری است که ایالات متحده تمام تلاش خود را برای جلوگیری از سرنگونی حکومت ایران توسط کمونیست ها در ایران انجام دهد.

الف هدف

هدف این پروژه ایجاد نیرویی مؤثر در سیاست ایران است که با توده/کمونیست ها مقابله کند. OPC از افراد و گروه ها در تلاش برای ایجاد یک حمله سازمان یافته و هدایت شده علیه کمونیست ها در ایران حمایت خواهد کرد. تلاش خواهد کرد از طریق عناصر بومی مورد حمایت خود با رهبران مذهبی مختلف، رهبران سیاسی، رهبران اتحادیه‌ها و هر جناح مهم دیگری در سیاست ایران تماس برقرار کند.

اهداف کمتر، اما مشخص‌تر این پروژه شامل سازماندهی تظاهرات و تظاهرات‌های متقابل برای خنثی کردن آن‌هایی است که توده به راه انداخته است. تشکیل پیشخوان، اتحادیه های صنفی معتبر در ایران؛ دستکاری تعصبات مذهبی و تعصب برای مقابله با کمونیسم. و سرمایه گذاری بر دشمنی و رقابت شخصی میان رهبری دشمن.

3. پیشنهاد

در تعقیب اهداف فوق، پیشنهاد می‌شود که OPC به فعالیت‌های جنگ سیاسی موجود [3 خط از طبقه‌بندی خارج نشده] یارانه بدهد و اعتقاد بر این است که این سازمان نماینده نیروی بالقوه‌ای در سیاست ایران است. [4 خط از طبقه بندی خارج نشده است]

 2 پاراگراف (17 سطر) از طبقه بندی خارج نشده است.

اعتقاد بر این است که امکانات OPC گسترده است. آنها شامل هدایت و کنترل یک نیروی مؤثر در سیاست ایران است. تا برنامه هایی را علیه شوروی به طور عام و حزب توده به طور خاص سازماندهی و هدایت کند. ایجاد یک محل تجمع برای همه نیروهای نهفته ضد کمونیست در ایران. کانالی مؤثر برای تبلیغ دیدگاه‌ها و سیاست‌های ایالات متحده برای مقابله با نفوذ قدرتمند حزب توده؛ و بیدار کردن عناصر مذهبی تأثیرگذار در ایران نسبت به خطر کمونیسم نسبت به دین و خدای خود. علاوه بر مزایای ذکر شده، مشخص خواهد شد که چنین برنامه ای در صورت موفقیت می تواند به عنوان یک عامل کاتالیزوری در واکنش مردمی علیه کمونیسم عمل کند.

۱ بند (5 سطر) از طبقه بندی خارج  نشده است.

4. خطرات

۲ پاراگراف (16 سطر) از طبقه بندی خارج نشده است.

5. وضعیت فعلی

۴ پاراگراف (20 سطر) از  طبقه بندی خارج نشده است.

6. داده های بودجه

پیشنهاد می شود این پروژه برای مدت یک سال با تمدید بر اساس نتایج به دست آمده تا آن زمان راه اندازی شود. هزینه های برآورد شده برای سال اول عبارتند از:

۶ بند (18 سطر) از طبقه بندی خارج نشده است.

منبع: آژانس اطلاعات مرکزی، فایل‌های DDO، Job 78–01521R، جعبه 5، پوشه 25، [متن غیر طبقه‌بندی نشده]. فوق سری. طبق برگه ترخیص ضمیمه، طرح [کمتر از 1 خط از طبقه بندی خارج نشده] در 24 ژوئیه تدوین شد و [کمتر از 1 خط از طبقه بندی خارج نشده] در 10 اوت تصویب شد. طبق نسخه دیگری از طرح کلی، این پروژه توسط کمیته بررسی پروژه در 6 سپتامبر، اگرچه با بودجه آن به [مبلغ دلاری طبقه بندی خارج نشده] کاهش یافت. (Ibid., Job 58–00070R, Box 12, Folder 494, OPC Operational Project Outline, Reel 96)

به پاورقی 2، سند 40 مراجعه کنید.

سند 6.به پاورقی 1، سند 5 مراجعه کنید.

پیوست شده اما چاپ نشده است.

 



[1] OPC= Office of Policy Coordination, Directorate of Plans, Central Intelligence

[2] Office of Policy Coordination, Directorate of Plans, Central Intelligence Agency

تماس انگلیسی ها با خان های قشقایی - دوران ملی شدن نفت

سند شماره ۳۲. مذاکره و تماس انگلستان با عشایر مناطق جنوب در برابر تسلط شوروی

 

32. تلگرام از سفارت در ایران به وزارت امور خارجه

تهران، 12 خرداد 1330،

ما می‌توانیم کمی به فعالیت‌های Embtel 2449، آوریل 172 Re Brit در میان قبایل جنوب ایران اضافه کنیم (Deptel 2228, May 29).

در گفتگو با خان های قشقایی به ما گفته شده که انگلیسی ها اخیراً با حداقل یکی از طایفه های خود یعنی کشکولی ها تماس داشته اند. قشقایی‌ها ادعا می‌کنند که تنها در صورت حمله شوروی به ایران و یا تأسیس حکومت وابسته به شوروی در تهران، با انگلیس همکاری می‌کنند. قشقایی ها همچنین به ما اطلاع دادند که ممکن است بریتانیا با برخی دیگر از طوایف فارس از جمله ممسنی، عرب و بخش هایی از بویر احمدی تفاهم داشته باشد.

همانطور که در Embtel 2449 اشاره شد، اطلاعات بریتانیا، از جمله AIOC، همیشه در تماس نزدیک با رهبران قبایل نزدیک میادین نفتی بوده و در مواقعی به آنها یارانه پرداخت کرده است تا از کمک آنها در حفظ امنیت استفاده کند. در حال حاضر با توجه به اعتصابات اخیر و اوضاع متشنج منطقه نفت، دوستی سران قبایل در منطقه حائز اهمیت است.

با وجود اینکه ما نتوانستیم اطلاعات خاصی به دست آوریم، احتمال اینکه بریتانیا ممکن است در حال مذاکره با قبایل جنوبی باشد را نباید نادیده گرفت. منطقی به نظر می رسد که اگر (الف) به دلایلی از کار دولت مرکزی خارج شود یا (ب) اگر بریتانیایی که در منطقه نفتی زندگی می کند با اقدامات اوباش و خشونت و تهدید اوباش مواجه شود، بریتانیا باید چنین اقدامی را برای حفظ نظم در جنوب انجام دهد. به نظر می رسد دولت مصدق قادر به کنترل اوضاع نیست. همچنین همیشه این احتمال وجود دارد که بریتانیا سعی کند از قیام های قبایل جنوب به عنوان فشار متقابل بر دولت استفاده کند (مانند سال -۱۳۲۵-1946)، اگر شوروی تلاش کند کنترل دولت تهران را با نفوذ یا تهاجم واقعی به دست بگیرد.

علی‌رغم این واقعیت که برخی از گروه‌های قبیله‌ای در جنوب ممکن است تا حدی تحت کنترل بریتانیا باشند، این تردید وجود دارد که آیا بریتانیا می تواند نیروی قبیله‌ای کافی را بدون  حمایت نیروهای بریتانیایی برای مخالفت با اقدام قهرآمیز دولت ایران جمع‌آوری کند یا خیر؟. البته این فرض بر این است که نیروهای ایرانی در جنوب به دولت مرکزی وفادار بمانند. همانطور که در Embtel 2847 در 18 مه گزارش شده است، نخست وزیر مصدق قبلاً تعدادی از مقامات از جمله فرماندهان نظامی را تغییر داده است، به این دلیل که افراد منتقل شده بیش از حد تحت نفوذ بریتانیا بودند.

موضوع از نظر CAS موافق است.

امضاء: گریدی

-         منبع: National Archives, RG 59, Central Files 1950–1954, 888.2553/6–351. راز در تاریخ 4 ژوئن ساعت 11:09 ق.ظ دریافت شد به پاورقی 2، سند 30 مراجعه کنید.

سند 30.

در تلگراف 2847 از تهران، 18 مه، گریدی همچنین گزارش داد که این «تغییرات اساسی در پرسنل دارای پست‌های دولتی» «به‌ویژه در جنوب ایران» بوده است. (آرشیو ملی، RG 59، Central Files 1950–1954, 788.00/5–1851)

برگی از تاریخ ایل قشقایی - سفر برادران قشقایی به آمریکا در تیرماه سال ۱۳۳۰

برگرفته از اسناد منتشر شده توسط - روابط خارجی ایالات متحده، 1952-1954، ایران، (اسناد دولت امرکا ۱۳۳۰-۱۳۳۳)


36. یادداشت برای ثبت سابقه

 نیویورک، 29 ژوئن 1951.(۷ تیرماه ۱۳۳۰)

 نکات زیر توسط برادران قشقایی در ضیافت ناهار 7 خرداد و ضیافت شام 28 خرداد مطرح و بیان شده است. من نظرات شخصی خود را اضافه کردم:(دوهر)

1.   ده نفر از خاندان و طایفه حاکم قشقایی در 25 ژوئن وارد نیویورک شده اند . هدف از این سفر ایجاد خانه ای برای خانم ناصرخان، همسر ایل خان و فرزندانش اعلام شد و همچنین برای خانم محمد حسین خان که  باردار است . این خانه در سانتا باربارا، کالیفرنیا خواهد بود. خان ها عمدا برنامه ریزی کرده اند که خانم محمد حسین خان (نوزادش ) یک شهروند آمریکایی به دنیا بیاورد. به نظر من این نشان می‌دهد که قشقایی‌ها در درگیری احتمالی شوروی و غرب در ایران، طرف‌ خود را انتخاب کرده‌اند. وابستگان آنها در حال حاضر به منطقه دوستانه "تخلیه" شده اند.(یعنی آمریکا)

2.    به نظر می رسد که یکی از چهار خان (در یک سیستم چرخشی) همیشه در ایالات متحده مستقر خواهد بود. به اعتقاد من، این به نظر می رسد آغاز یک وسیله تماس و  ارتباطی (با آمریکاییان)  باشد.

3.   . خسرو خان ​​به عنوان فرستاده نخست وزیر مصدق در اینجا حضور دارد. یکی از ماموریت های او تأثیرگذاری بر افکار عمومی آمریکا به نفع ایران است. نامه مصدق به خسرو خان ​​را دیده ام که به او دستور انجام این مأموریت را داده است.

4.    خان ها معتقدند که در ایران دو نیروی پایدار وجود دارد. یکی حزب توده و دیگری قشقایی ها. به نظر می رسد منظور آنها دو نیروی سازمان یافته است که می توانند روی پیروان منضبط آنان حساب کنند. به نظر آنها دنیای غرب بهتر است تنها یکی از این دو نیرویی را که در دسترس آنهاست، یعنی قشقایی ها را پرورش و انتخاب کنند.

5.    خسرو خان ​​می گوید که کارآمدی ارتش ایران با گلوله ای که رزم آرا را به هلاکت رساند، از بین رفت.

6.     آنها معتقدند که چهار پادگان مهم ارتش در ایران با یک قیمت 3000000 دلار توسط هر داوطلبی قابل خریداری است. و با 10000000 دلار کل ارتش را می توان خرید. من در این اظهاراتشلت این تمایل رامشاهده کردم که انتظار دارند  که عموی ثروتمندی (آمریکا) این مبالغ را در اختیار قشقایی ها قرار دهد که چنین خریدهایی مطلوبی را انجام دهند.  یعنی اگر کودتای حزب توده در تهران یا شهرهای دیگر رخ دهد.

7.    به نظر می رسد که خان ها از چشم انداز ناآرامی ها در آبادان که کارگران حقوق نگرفته اند، نگران هستند. آنها فکر می کنند که حزب توده ممکن است در چنین شرایطی سرمایه و فرصت خوب و سریعی به دست آورد.

8.   به نظر می رسد که خاندان حاکم (خان ها) در سال جاری نسبت به کنترل خود بر قبیله بسیار مطمئن تر هستند. آنها از 200000 مرد مبارز موثر در میان قشقایی ها و دیگر طوایف جنوبی صحبت می کنند، اما به 75000 "مرد برگزیده" نیز اشاره می کنند.

9.    قشقایی ها نسبت به دکتر مصدق ابراز محبت و تحسین فراوان می کنند. گاهی وقتی که این را می گویند چشمک هم می زنند. آنها هیچ ارزش برای دیگر اعضای جبهه های ملیها ندارند.

10                      به عنوان جانشین مصدق از سردار فاخر حکمت یا دکتر بقایی صحبت می کنند. من معتقدم کاندیدای آنها حکمت است.

11                      . قشقایی ها هرگز شاه را دوست نداشته اند. چهار سال پیش از او می ترسیدند. سال گذشته او را تحقیر کردند. امسال او را مسخره می دانند.

12                       مخارج (گزاف) آنها در نیویورک نشان می دهد که امسال سال خوبی برای قشقایی ها بوده است. 

                         جرالد اف پی دوهر

-                   منبع: آرشیو ملی, RG 59, Central Files 1950–1954, 788.00/6–7951. فوق سری. پیش نویس توسط Gerald F.P. دوهر. چاپ شده از نسخه ای که دارای امضای تایپ شده Dooher است.

آیا دخالت مسلحانه حزب توده با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سبب جنگ چریکی می شد؟ بخش اول

آیا دخالت مسلحانه حزب توده با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سبب جنگ چریکی می شد؟


نوشته ی: نوروز دَرداری (فولادی)

بسیار خوانده و شنیده‌ایم که چرا حزب توده به رغم برخورداری از سازمانی مخفی در ارتش شاهنشاهی، برای مقابله با کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ علیه دولت دکتر محمد مصدق دست به اقدام مؤثری نزد و در مقابل کودتا ساکت و منفعل ماند؟

رهبران حزب توده در توجیه سکوت خود، معمولاً مخالفت دکتر مصدق با دخالت آنها برای مقابله با کودتا را مطرح می‌کنند؛ موضوعی که برخی مدافعان دکتر مصدق و بعضی کادرهای بریده از حزب توده، آن را نمی‌پذیرند و نهایتاً رهبران حزب را به ارتکاب «خیانت» متهم می‌کنند.

از نگاه من اما اصل این ایراد و پرسش، جای ایراد و پرسش دارد! من نمی‌دانم استعلام حزب توده از دکتر مصدق برای مقابله با کودتا و پاسخ منفی دکتر مصدق به آنها تا چه اندازه قرین واقعیت است؛ اما اگر چنین اتفاقی به واقع روی داده باشد؛ مصدق با پاسخ منفی خود، تعهد و مسوولیتی تاریخی از خود نشان داده است!

اگر فرض کنیم که دکتر مصدق به درخواست فرضی حزب توده پاسخ مثبت می‌داد و آنگاه سازمان نظامی حزب توده از مخفیگاه خود خارج می‌شد و کودتاگران را در نبردی خیابانی شکست می‌داد؛ پس از آن، چه اتفاقی می‌افتاد؟

پاسخ تقریباً روشن است. حزب توده نیروی مسلط صحنه‌ی سیاسی ایران می‌شد و دکتر مصدق عملاً به صورت نخست وزیری تحت کنترل آنها در می‌آمد! قطعاً دکتر مصدق به چنین نقشی تن نمی‌داد و اختلاف عمیق بین آنان، حزب را به سمت تعیین نخست وزیری همسو با سیاست‌های خود هدایت می‌کرد!

به نظرم کار حتی به این مسایل هم نمی‌کشید. دو سال پیش از آن تاریخ، جنگ سرد بین غرب و شرق آغاز شده بود و متحدان غربی به رهبری آمریکا و بریتانیا محال بود اجاز‌ی تسلط حزب توده به عنوان متحد شوروی را بر ایران بدهند. بنابراین به محض ورود حزب توده به صحنه، آنها حتی به بهای اشغال نظامی ایران، آن را تار و مار می‌کردند.

در این میان استالین هم مرده بود و آثار جنگ قدرت بر سر جانشینی او، هنوز بین رهبران حزب کمونیست شوروی، جریان داشت. بنابراین، خروشچف نیز آمادگی و علاقه‌ای برای دخالت در مساله‌ی خطیری چون ایران را نداشت؛ اما اگرهم می‌داشت؛ بحرانی بسیار خطرناک‌تر از بحران موشکی کوبا بین دو طرف بروز می‌کرد که قربانی اصلی آن ایران بود.

با این حساب، همه‌ی بحث‌های مربوط به مذمت بی تحرکی حزب توده در برابر کودتای ۲۸ مرداد، باطل است! به گمان من، اگر حزب توده یک کار درست در تاریخ خود کرده باشد؛ همان عدم ورودش به صحنه‌ی وقایع مربوط به کودتای ۲۸ مرداد است![1]

طرح  آمریکا برای استقرار پایگاه های چریکی در ایران به کمک عشایر قشقایی ها

 دو تن از برادران قشقایی محمد حسین خان و خسرو خان در تاریخ ، ۲۵ ژوئن ۱۹۵۱.( تاریخ - ۴ تیرماه ۱۳۳۰ ) برای دیداری وارد واشتگتن آمریکا رفته بودند. ضمنا در همین ایام سفر برادران قشقایی به آمریکا طرح (سی آی ا)  برای بررسی و آماده سازی و فراهم کردن یک برنامه برای جنگ های چریکی در میان عشایر ایران به خصوص توسط قشقاییان در آمریکا تحت بررسی و مطالعه و گفتگو قرار گرفت که پاره ای از اسناد منتشر شده در این رابطه نشان داده می شوند:

اسناد منتشره سازمان «سی آی ا» « به عنوان بخشی از برنامه صیانت از ایران برای دوری از کمونیزم و شوروی برنامه داشتند که یک گروه چریکی را سازمان دهی و آماده کنند که  تا در صورتی که حزب توده  از هرج و مرج موجود در ایران بهره برداری  کرده و قدرت را به دست گرفتند با آنان به مبارزه برخیزد و در اسناد منتشر شده نکاتی در این مورد به شرح زیر دیده می شود:

«فوق العاده محرمانه – اطلاعات امنیتی - وزارت امورخارجه واشنگنون – دی –سی

تاریخ ۲۰ مارچ ۱۹۵۳(۲۹ اسفند ۱۳۳۱)

موضوع: اولین گزارش پیشرفت : در رابطه با پاراگراف ۵- الف از ان اس سی-(سیاست آمریکا در مورد شرایط موجود ایران)

....بند ای (E)در صفحه شش: عملّیات سیاسی ویژه:

1-      در حال حاضر سیا یک انباری از مهمات، اسلحه سبک و مواد منفرجه  در قرارگاه نیروی هوایی خود در تریپولی(لیبی) دارد.این مهمات برای یک گروه پارتیزانی هزار نفره برای یک مدت شش ماهه کفایت می کند.در صورت نیاز مواد لازم برای تجهیز چهار هزار نفر( در مکانی های نیوجرسی، اسماعیلیه در کانال سوئز و تریپولی) در دست می باشد و وجود دارد. سازمان سیا، در نظر دارد که اقدامات لازم را برای تهیه، وسایل تغذیه و پوشاک و سایر امکانات را هم فراهم کند.بررسی و برآوردهای ضروری برای این برنامه در دست تهیه است.

2-      در عرض سه تا چهار هفته می توان این تدارکات را با وسایل هوایی و دریایی به برخی از عشایر قوی در جنوب ایران (به ویژه ایل قشقایی) که در صورت کودتای ( حزب توده) آماده همکاری  و مقاومت در برابر آنان هستند، قرار داد. به دلایل امنیتی و سیاسی این برنامه، هیچ گونه  اقدامی برای تماس و مطلع کردن  مقامات رسمی ایران صورت نگرفته است.

سازمان سی آی ا- قراردادی با رهبران ایل قشقایی در جنوب ایران  دارد. که یک مخفیگاه امنی برای اداره امور چریکی ایجاد نماید. و از این طریق بتواند  با استقرار مامورین اطلاعاتی در آن ارتباط و هدایت و تهیه امکانات پارتیزانی را در اختیار گروه های چریکی قرار دهد.(برآورد بیست هزار ) به چهار نفر ازاعضای یکی از گروه ها، آموزش لازم توسط سازمان سیا، برای ارتباطات رادیو  داده شده است. شرایط در جنوب ایران، رفتار و کردار ارتشیان ایران و ایلات همجوار،وضعیت دولت اشغال کننده یادولت در مهاجرت،عکس العمل عشایر مورد نظرو حدود حمایت ما  و خواست و توانایی ایل برای اقدامات مقاومتی در زمان اشغال ایران توسط حزب توده قابل تامل و تعمق است.

در حال حاضر سازمان سیا ده نفر از افراد بومی  را برای کاربری رادیو در نقاط مختلف ایران مجهز کرده ایم که سازمان سیا  به هنگام ضرورت می تواند با آن ها تماس رادیویی داشته باشد. سایر افراد نیز در حال آموزش هستند.»  [2]

امضاء کننده این گزارش – والتر بی اسمیت معاون وزارت امورخارجه است. گیرنده آن دبیر امنیت ملّی آمریکا .

در هیچ یک از نوشته ها و مصاحبه های رهبران قشقایی سخنی در این زمینه سخنی گفته و یا نوشته نشده است آیا آن ها از این طرح با خبر بوده اند یا نه ؟ معلوم نیست. این گزارش که صفحه هفت آن در این بخش چاپ شده است، در تاریخ ۲۹ اسفند سال ۱۳۳۱ یعنی پنج ماه قبل از کودتا ی ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ است. بر اساس روزنوشت های محمّد ناصر قشقایی وی به دستور جبهه ملّی ایران در دهم اسفند ماه ۱۳۳۱ به میان ایل رفته بود.

****

سند ردیف ۳۸ تهیه شده برای یادداشت جهت ضبط در بایگانی -

واشنگتن، بدون تاریخ.

در ایران راه اندازی یک شورش عشایر ی که  توسط قشقایی ها رهبری شود مورد نظر است. هر چند که آنان یک موضع ضد انگلیسی دارند،  اما توافق و مشارکت انگلستان در این برنامه (شورش) ضروری است. اما در این صورت ممکن است که شوروی ها از معاهده امنیتی سال ۱۹۲۱ خود(برای حمله به ایران -م) استفاده نماید. [3].

قشقایی ها به طورمحرمانه علاءم کرده اند که به هیچ وجه یک دولتی که با مشارکت حزب کمونیست توده را در ایران تحمل نخواهند کرد و این مراتب را رسما به (صاحبان قدرت) در اروپا مطرح خواهند کرد.این بدان معنی است که قیام ممکن است به جای یک شورش داخلی یک وضعیت تجزیه طلبانه داشته باشد. آنها (قشقایی ها) ادعا می کنند که به تنهایی می توانند ارتش ایران را شکست دهند، اگر از طرف آذربایجان و بارزانی (کردستان )حمایت شوند. اگر اتحاد شوروی دخالت کند شرایط آن ها ناامید کننده خواهد بود اما تا انتها به مبارزه ادامه خواهند داد.

یاد آوری می شود که در سال ۱۹۴۶(۱۳۲۵ش) قشقایی ها در یک رو در رویی با ارتش ایران یک هنگ را شکست داده و آن ها را خلع صلاح نموده و شهر شیراز را محاصره کردند.صلح و سازش بین آن ها و دولت از طریق مذاکره و مصالحه به دست آمد.

عشایر قشقایی دارای جمعیتی حدود ۳۰۰،۰۰۰ نفر مقتدر هستند که بسیار سازمان یافته و یک پارچه برای نبردها نامنظم می باشند.دستاورد چنین شورشی ممکن است دردسر آفرین باشد. قشقایی ها اهل بلوف زدن نبوده و بسیار متعهد و مصمم هستند.[4]    

این یادداشت پیوست به یک نامه به تاریخ ۶ ژوئیه از لوسیوس D.Battle، Special Assistant دستیار مخصوص از وزیر امور خارجه، به دبیرخانه اجرایی متصل شده است، که در آن آمده است: "جان والی معاون وزیر امور خارجه امروز با معاون وزیران موافقت کرد. او گفت که او اخیرا برخی از گروه های مورد علاقه خود را به طور غیرمستقیم مورد توجه قرار داده است. امیدوار است که به زودی از سرنوشت جنگ و جنگ جهانی دوری کند. آیا می توان این اطلاعات را برای آقای مک گری فرستاد؟ "

۳۷۶ / ۴۲۸-S / ۸۰۰۲۲

-       طرح کلی پروژه آماده شده در آژانس مرکزی

واشنگتن، ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۱.پروژه [کمتر از ۱ خط  افشاء نشده است]

سند ردیف ۴۰ - طرح کلی پروژه تهیه شده در سازمان مرکزی اطلاعات

واشنگتن، ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۱.

پروژه [کمتر از ۱ خط منتشر نشده است]

 هدف: نفوذ به مناطق عشایری , به طور کلی، و به طور خاص جنوب غربی ایران، که  برای مدت طولانی  مشکلی در بخش سیاست گذاری وزارت امورخارجه(OPC) بوده است. ایل قشقایی از قوی ترین ایلات در منطقه جنوب غربی ایران است . این ناحیه مناسب ترین منطقه برای ایجاد پایگاه جنگ و گریز و نبردهای چریکی است.

به دلیل حساسیت منطقه برای دولت(ایران)، سفر و دستیابی افراد بیگانه به این دیار توسط دولت محدود وممنوع بوده است.این محدودیت دولتی سبب شده است که دسترسی ما برای تهیه اطلاعات و شناخت منطقه کار مشکلی شده و نتوانسته ایم آگاهی لازم برای شناسایی این منطقه برای (OPC) بخش سیاست گذاری تهیه نماییم.

و ایجاد خانه های امن و تامین تدارکات لازم از طریق خلیج فارس و  استخدام و به کارگیری نیروهای هدف این برنامه : شناخت و نفوذ در منطقه جنوب غربی ایران است برای بررسی و استقرار یک برنامه پارتیزانی) جنگ و گریز و تشکیل پایگاهی برای فرودآمدن،تهیه و تعیین مسیر ها ورودی برای خرابکاری

محلی برای فعالیت های چریکی میباشد.[5]   

سند ردیف ۱۲۰ روابط خارجی، ۱۹۵۴-۱۹۵۴، ایران، ۱۹۵۱-۱۹۵۴

در طرح پیشنهادی در حال حاضر تعدادی از عوامل ترکیب شده اند که   برای OPC (دفتر هماهنگی سیاستگذاری) فرصتی برای نفوذ به منطقه مورد بحث(در میان عشایر قشقایی) را  فراهم می کند.  آنها عبارتند از: [۷ سطر و نیم در این بخش حذف شده اند) به علاوه . [۲ پاراگراف (۲۲ خط) رمزگشایی نشده است}

مزایای مورد استفاده  OPC(دفتر هماهنگی سیاستگذاری)  از اجرای این پروژه عبارتند از:

قرار دادن عوامل OPC در داخل ناحیه قابل دسترسی؛

- امکان بررسی و ارزیابی ارزش بالقوه نیروی عشایر ای توسط OPC در امور چریکی وفعالیت های جنگی؛

- امکان برای ایجاد شبکه های(پارتیزانی) فرار و تخریب، خانه های امن و نواحی فرودآمدن؛

- به علاوه دست دادن فرصت مناسب برای ایجاد و پیشرفت روابط خوب میان خاندان قشقایی و قبایل و ایالات متحده به عنوان وسیله ای برای تضمین همکاری قشقایی در صورت حمله شوروی یا ایجاد یک دولت وابسته در تهران.

۴. خطرات این طرح [یک سطر و نیم افشاء نشده است] اعتقاد بر این است که خطر و زیان زیادی از این طرح در حداقل است و به نظر می رسد که مزایای ذکر شده در بالا ریسک کمی داشته و هزینه و ریسک آن را برای OPC   قابل قبول و توجیح می باشد.  از آنجایی که قشقایی اهداکنندگان مستقیم این پروژه است، احتمال این که آنها  منابع مالی لازم را تامین نمایند بسیار دور از دسترس است.

۵. وضعیت فعلی [۱ پاراگراف (۷ خط) رمزگشایی و منتشر نشده است]

 ۶. اطلاعات بودجه (۲۵ خط) افشا و منتشر نشده] [این بخش جزئیات اضافی مربوط به بودجه پروژه است.]

منبع:آژانس اطلاعات مرکزی، فایلهای DDI، وظیفه ۳۳R۰۰۶۰۱A، جعبه ۱۷، پوشه ۴، شورای امنیت ملّی ۱۰۷ سری. فوق سری. طراحی شده توسط روزولت و با نام [نام منتشر نشده است}. امضایی از طرف Wisner موافقت شده است. این یادداشت به یک یادداشت از روزولت به ویسنر، در تاریخ ۹ اکتبر، مندرج شده است: "به همین منظور برای ارتباط با رئیس جمهور، با استفاده از جلسه امنیت ملّی در جلسه فردا برای تحولات اخیر در عملّیات OPC در ایران، پیوست شده است."

 

فوریه ۱۹۵۱ - فوریه ۱۹۵۲ - ۱۳۹

سند ردیف  ۴۸. یادداشت برای ثبت(سابقه)- ۱

واشنگتن، ۹ اکتبر ۱۹۵۱.(۱۶ مهر ۱۳۳۰)

عملّیات در ایران

۱. سیا بر بحران سیاسی فوری در ایران که می بایست از راه دیپلماسی حل و فصل شوند نمی تواند اثر گذار باشد.

مأموریت اصلی ما مقابله با فعالیت های حزب کمونیست توده در ایران و بیدار کردن و توجه دادن مقامات ایرانی  به این خطرات کمونیسم باز می گردد. فعالیت های این بخش ها در ماه اوت(۱۹۵۱) با موفقیت چشمگیری همراه بود. در ماه سپتامبر، زمانی که حزب توده به طور عمده غیرفعال بود، عوامل ما بر برنامه ریزی عملّیات گسترش یافته تمرکز کردند و تاکید بر برنامه های اطلاعاتی و توانایی های حزب توده را فراهم آوردند.چنانچه این بحران های فوری حل و مرتفع شوند، ما می توانیم به آزار و مانع سازی ادامه دهیم و در نهایت فعالیت های کمونیستی را در ایران خنثی کنیم.

در چارچوب و با توجه به مأموریت اصلی ما، فعالیت های ما عبارتند از:

الف. [پنج خط طبقه بندی شده باقی مانده است] این مقامات با عوامل ما همکاری می کنند که به نوبه خود، از طریق نفوذ در حزب توده، برنامه و اقدامات حزب را به پلیس اطلاع می دهند. . ما موفق شده ایم نفوذ و اعتبار حزب کمونیست را در میان عناصر کارگری در کارخانه مهم دخانیات تهران تنزل دهیم و تسلط حزب را در میان کارگران اصفهان شکست دهیم.

همانطور که عملّیات ما در طول ماه رمضان نشان داده شده است، روحانیت ایرانی یک ابزار مهم ضد کمونیست است. بر این اساس، رهبران مذهبی در طول ماه مقدس محرم (اکتبر) برای هدایت احساس مردم علیه توده بسیج شده اند. علاوه بر این، یک کتاب تبلیغاتی "سیاه" (به نام حمله شوروی علیه اسلام) نوشته شده، منتشر شده و در حال پخش است. تظاهرات ضد تظاهرات حزب توده نیز در ماه اکتبر برگزار شد.

 ب. برنامه هزینه های جنگ روانی ما گسترش یافته و این هزینه ها شامل:(کمتر از یک سطر همچنان محرمانه باقی است) و برای خرید نسخه های چاپی و ایجاد یک تأسیسات چاپی [۳ خط از طبقه بندی رها نشده] است.

 ج سازماندهی فعالیت های پشتیبانی محرمانه پیشرفت داشته است. جلسات مقدماتی با دولت بریتانیا در زمینه برنامه ریزی(پارتیزانی) تعقیب و گریز ، تخریب، تخریب و عموم فعالیت های پشتیبانی بر گذار شده است.

بررسی های میدانی توسط هوا و زمین  E & E )) (روش جنگ و گریز Evasion and Escape) صورت گرفته است. ما با رهبران پر نفوذ عشایر قشقایی در جنوب غربی در تماس و ارتباط بوده ایم و به ما اطمینان رسمی داده اند که در زمینه درگیری های چریکی( جنگ و گریز) به ما در  تهیه ، تدارک و انتقال اطلاعات در این زمینه همچنین تشکیل نیروهای مقاومت کمک خواهند کرد.ما اکنون در صدد استقرار افراد آمریکایی در ناحیه این عشایر هستیم.

ج) یک بند شامل سه سطر افشاء و منتشر نشده است[6]

 

۲۳۸ روابط خارجی، ۱۹۵۴-۱۹۵۴، ایران، ۱۹۵۱-۱۹۵۴

سند ردیف ۷۴ یادداشت برای ضبط ۱

واشنگتن، ۲۱ مه ۱۹۵۲.(۳۱ اردیبهشت ۱۳۳۱)

موضوع: مصاحبه با  آقایان قشقایی به تاریخ بیستم ماه می ۱۹۵۲ برابر با ۳۰ اردیبهشت ۱۳۳۱

بنا به  درخواست سناتور ایالتی - دیوید ون الستین -David van Alstyne از نیوجرسی، من با آقای ناصر قشقایی و عبدالله قشقایی ملاقات کردم.  مطلع بودم که ما نباید در مورد نفت صحبت می کردیم.  اما مصاحبه به منظور کسب اطلاع در باره مواردی بود که قشقایی در ارتش ایران به عنوان خطر مطرح می کردند بود.در این مصاحبه آقای قشقایی اظهار داشت که من می ترسم که اگر درگیری صورت گیرد شرایطی پیش خواهد آمد که بسیاری از تجهیزات ارتش ایران به دست دشمنان ما یعنی روس بیفتد. به باور آن ها بسیاری از افسران جوان ارتش ایران دارای تمایلات کمونیستی هستند و در درگیریها برای کشور مبارزه نخواهند کرد.این افسران بسیاری از سربازان را گمراه کرده اند و بنا براین ضرورتی ندارد که اسلحه های آمریکایی در اختیار آنان قرار داده شود.

آن ها از روحیه دلاوری جنگجویان قشقایی سخن گفته و از جلب حمایت سایر اقوام عشایری در حمایت آن ها تاکید داشتند که همه این گروه ها در راه منافع کشور در برابر هر مهاجمی آماده  فداکاری خواهند بود. هشدار ویژه آنان چنین بود که به مسئولین نظامی یادآوری شود که در تهیه و تحویل اسلحه در ایران مراقب باشند که چه نوع اسلحه ای و در اختیار چه کسانی قرار می دهند باشند. و از افتادن این اسلحه ها در دست افراد ناباب اجتناب کنند.

یک سوال دیگری که مطرح کردند این بود که روش عملّیات و ماموریت نظامی ما در ایران چگونه خواهد بود؟ آن ها گفتند که افراد ماموری که میزنشین های اداری در تهران هستند و غالبا با کسانی سخن می گویند که به زبان انگلیسی آشنا هستند و تعدادشان محدود است بنا بر این آن ها با مردم جامعه ایرانی تماس ندارند و قادر نیستند که عواطف و احساسات مردم ایران را درک کرده و ارزیابی درستی داشته باشند. اگر آن ها بتوانند با مردم و افراد بیشتری در سطح کشور در تماس باشند می توانند خطرات روش فعلی ماموریت را شناسایی کرده و آگاهی بهتری داشته باشند.



[1] کودتای ۲۸ مرداد و نقش حزب توده | احمد زیدآبادی - ۲۸ مرداد ۱۳۹۷

 [2] اسناد منتشر شده توسط دولت آمریکا –در رابطه با کودتای  28 مرداد بر گرفته از :

 https://nsarchive.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB126/iran530320.pdf

[3] بر اساس فصل ششم این قرار دادبین ایران و روسیه: طرفین معظمتین متعاهدتین موافقت حاصل کردند که هر گاه ممالک ثالثی بخواهند به وسیله دخالت مسلحه سیاست غاصبانه را در خاک ایران مجری دارند یا خاک ایران را مرکز حملات نظامی بر ضد روسیه قرار دهند و اگر ضمناً خطری سرحدات دولت جمهوری اتحادی شوروی روسیه خودش نتواند این خطر را رفع نماید دولت شوروی حق خواهد داشت قشون خود را به خاک ایران وارد نماید تا اینکه برای دفاع از خود اقدام‌های لازم نظامی را به عمل آورد دولت شوروی روسیه متعهد است که پس از رفع خطر بلادرنگ قشون خود را از حدود ایران خارج نماید.

[4] منبع: آرشیو ملّی، RG 59، فایلهای مرکزی 1950-1954، 788.00 / 7-651. راز. جان والی از اداره امور اروپا، سفیر سابق ایران، تهیه شده است

 

[5] منبع ۱: آژانس اطلاعات مرکزی، فایلهای DDO، Job 58-00070R، جعبه 12، پوشه 496، طرح عملّیاتی عملّیات OPC، رول 96. رمز بالا. با توجه به یک یادداشت پیوست این طرح توسط( انتشار نام مجاز نشده است) تهیه شده و توسط مقام جانشین سازمان ADPC(نام وی نیز فاش نشده است) در دوم آگست تصویب شده و آقای ویزنرWisner

در ۶ آگست با نوشتن این متن:تصویب شد مشروط بر این که این مصوبه از مبلغ (میزان آن افشاء نشده است) بالاتر نرود به علاوه باید بررسی به تصویب PRC (بخش بررسی سیاست گذاری ها) برسد."

۲.شورای امنیت ملّی مدیریت ۱۰/۲ به تاریخ ۱۸ ژوین ۱۹۴۸.اجرای برنامه را به صورت محرمانه تصویب کرده است و در انتشارات روابط خارجی سالهای ۱۹۴۵-۱۹۵۰.راه اندازی فعالیت های اطلاعاتی صفحات ۷۱۳-۷۱۵(سند ۲۹۳) 

 

 

[6] منبع: آژانس اطلاعات مرکزی، فایلهای DDI، وظیفه 33R00601A، جعبه 17، پوشه 4، شورای امنیت ملّی 107 سری. فوق سری. طراحی شده توسط روزولت و با نام [نام افشاء نشده است] از طرف Wisner تایید شده است. این یادداشت به یک یادداشت از  طرف روزولت به ویسنر، به تاریخ 9 اکتبر، ارجاع شده است: "با استفاده از این پیوست برای ارتباط با رئیس جمهور، با استفاده از یادداشت طرح موضوع ایران در شورای امنیت ملّی، در جلسه فردا برای بررسی تحولات اخیر در عملّیات OPC در ایران پیوست شده است."